تبلیغات
دست نوشته های من - مطالب شهریور 1388

حضرت آیت الله در حالی به نوشتن این نامه مبادرت می فرمایند كه دلی دردناك از فجایع اخیر دارند.فجایعی كه به باور ایشان بر خلاف دین, مذهب تشیع و مصالح كشور است.
به باور ایشان_همان طور كه می دانیم بر حق است_انقلابی كه بر پایه دین شكل گرفت و قرار بود یك نظام ارزش مدار باشد در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.سقوطی كه این بار قرار نیست فقط تغییر كوچكی در اشخاص حقیقی حاكمیت و تغییر صوری در بعضی امور جزئی باشد.سقوطی كه اگر واقع شود كشور را از پایه ویران خواهد كرد و جای از دین و مذهب در آن نخواهد بود.
همان طور كه می دانیم ایشان از پایه گذاران نظام جمهوری اسلامی هستند و به مدت 27سال نفر دوم این مملكت بوده اند;رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بودند و در تدوین قانون اساسی نقش بی بدیلی داشتند.*بر اساس این سوابق است كه ایشان می فرمایند كه مقصود ما از انقلاب ,حكومتی بود كه در تمام عرصه ها به عقائد,اخلاق  و احكام شرع مبین پایبند بوده و معتقد و عامل به آن باشد و در پرتو آن حاكمیت,عدالت و آزادی محقق گردد.
به باور ایشان این انقلاب از مسیر اصلی خویش خارج شده است و در مقایسه با نظام قبلی فقط نام افراد, لباس و جایگاه آنان فرق كرده است و گرنه همام ظلم و ستم و بی عدالتی وجود دارد.
ایشان كه خود از پایه گذاران تفكر ولایت فقیه و مروج آن هستند چه شده است كه می فرمایند من مروج ولایت فقیه ی بودم كه مردم او را انتخاب كنند و بر كارهای او نظارت داشته باشند؟چه شده است كه ایشان احساس شرمندگی می كنند؟
ایشان خود را از تفكری كه ولایت نظامی را به جای ولایت فقیه ترویج می كند ,جدا می دانند.
ایشان در بخشی از فرمایشات خود می فرمایند كه مگر علما و مراجع ملجا مردم در مقابل ظالم نبوده اند؟!چرا پس این بار سكوت كرده اند؟چرا در مقابل جنایات حكومت  و ایادی آن واكنشی نشان نمی دهند؟
ایشان می فرمایند سابقه درخشان روحانیت در افكار عمومی به دلیل اعمال  جنایت از جانب حاكمیت  و عدم پاسخگویی مراجع به آن در خطر است_یادم می آید در 30خرداد در تقاطع امیر آباد و بلوار كشاورز فردی ملبس به لباس روحانیت چنان چوب بر سر جوانان می زد كه گویی بر سر شمر می كوبد_ایشان می فرمایند ظلمی كه از این طریق بر روحانیت وارد شده است معلوم نیست چه زمانی قابل جبران باشد.
در فرازی دیگر از سخنان این مرجع عالیقدر ایشان به وجود روحانیون حكومتی و نقش آنان در فجایع اخیر و چگونگی توجیح این افراد در پی ظلم و ستم  در حق مردم  در مسائل بعد از انتخابات می پردازند كه چگونه یك روحانی می تواند برای قتل و آدم كشی و زیان رساندن به مردم دلیل شرعی بیاورد_رجوع شود به سخنان آقای احمد خاتمی در بعد از انتخابات كه مردم معترض به نتایج انتخابات را محارب خوانده بودند و اعلام كردند حكم آنان اعدام هست_
حضرت آیت الله با توجه به اشرافی كه به قانون اساسی دارند به ذكر مسئله ای قانونی می پردازند و از آنجا كه قانون كشور ما بر اساس شرع نوشته شده است و عدم اجرای آن را دوری از شرع مقدس اسلام  دانسته اند_اصل 27 قانون اساسی در باب حق اعتراض مردم به حاكمیت از طریق تظاهرات مسالمت آمیز_عدم اعطای مجوز به معترضان ,سر كوب آنان و هرگونه اقرار و شكنجه را بر خلاف شرع می دانند.
ایشان از آن جهت ولایت فعلی را ولایت نظامی می دانند كه در حوادث بعد از انتخابات نیروهای نظامی و انتظامی به عنوان دفاع از ولایت دست به چنین كار هایی زده اند.
ایشان در پایان نامه ی خویش به علما تذكر می دهند كه وظیفه  سنگینی بر دوش شما گذاشته شده است كه همان  دفاع از مظلوم در مقابل ظالم و برقراری عدالت است.
باشد كه بتوانیم بر اساس فرمایشات ایشان قدمی در راه آزادی و عدالت واقعی بنهیم و سربلند در پیشگاه آیندگانی باشیم كه تاریخ را ورق خواهند زد.



*بر گرفته از سخنرانی آقای عبدالله نوری در سال 87


چهارشنبه 4 شهریور 1388

تحلیل بر آخرین پست آقای ابطحی از درون زندان

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

در پست امروز آقای ابطحی چند مورد بود كه توجه من را جلب كرد:
1.ولی آنچه كه می نویسم باید حرف های خودم باشد.
2.ولی می توانیم بفهمیم چرا ما را گرفته اند.وقتی سران اصلی  را نمی توانند بگیرنند ما را كه به زعم آنها  می توانستیم سران را پشتیبانی كنیم و حرف بزنیم و بعضی ها كه تشكیلات دارند تشكیلات را به كار بگیرند گرفته اند تا آشوبی كه از توهم تقلب در حال شكل گرفتن بود مهار شود.
تمام كسانی كه پیگیر نوشته های آقای ابطحی بودند از ادبیات ایشان آگاه هستند.در این پستی كه ایشان نوشته اند دو نكته بالا درج شده بود كه در تضاد كامل با نوشته های پیشین ایشان و باور هایشان است كه حتی در پستی كه قبل از دستگیری نوشته اند آشكار است.
ولی آنچه مورد نظر من است رمزنگاری نوشته های ایشان بر اساس نوشته های قبلی ایشان نیست بلكه بر اساس عملكرد ایشان به عنوان یك نخبه است.یك نخبه سیاسی بدلیل دارا بودن بعضی از شرایط است كه نخبه می باشد و ایشان تا شب قبل از دستگیری حتی به روز رسانی اطلاعاتی می شدند.شاید بپرسید به چه دلیل؟چون ایشان یكی از سران نظام بودند و به  هر دلیل در سیستم امنیتی كسانی با ایشان بودند و ایشان را از نظر اطلاعات به روز می كردند.این نشان می دهد كه ایشان فرد آگاهی نسبت به بروز تقلب یا عدم وقوع آن بودند.پس چه شده كه در مدت دو ماه آن چنان شالوده ی فكری اشان تغییر كرده است ؟چه شده ایشانی كه اجازه دیدار با وكلا  خانواده  یا دسترسی به روزنامه ها نداشته اند یكباره امروز مورد رحمت قرار گرفته اند و توانسته اند وب نوشتشان را به روز كنند.این سوالاتی است كه بی پاسخ مانده است.
البته با شل و سفت كردن بعضی از ارگان های حكومتی تا حد زیادی می شود پی برد كه این هم می تواند سیاستی باشد برای منحرف كردن اذهان بخشی از جامعه .
 البته در نكته دوم كه از نوشته ایشان ذكر كردم ردپای آن تفكری كه می خواهد بعضی از گروه های  سیاسی را از دور خارج كند نیز یافت میشود.البته می توان این راهبرد را در تعیین حد واكنش وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان در  مورد انحلال یك حزب سیاسی  نیز در نظر گرفت.