تبلیغات
دست نوشته های من - مطالب دی 1388
پنجشنبه 17 دی 1388

نقش دیوار

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

شاید بتوان عشق را به خورشید تشبیه كرد.وقتی به فردی می تابد معشوق همانند"سایه" بر روی دیوار نقش می بندد.ولی چه سود وقتی كه سایه ات بر روی دیواری نقش می بندد كه همانند یك زندان او را در خود نگاه داشته است؟!
برای رها كردن سایه از دیوار باید خود را رها كنیم :رها از هر گونه قید و محدودیت, یا شاید باید از نزدیكی به جای كه ممكن است خورشید بر ما بتابد اجتناب كرد تا نكند سایه مان زندانی در نقش دیوار شود!!


پنجشنبه 10 دی 1388

به یاد شهید خسرو گلسرخی

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

باید كه یاران
دوست بداریم یاران را
در هر سپیده البرز نزدیكتر شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ما است.



به یاد شهید خسرو گلسرخی


سه شنبه 8 دی 1388

دو كلمه حرف حساب

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

چه داستان جالبی است؟در روز عاشورای حسینی مردان و زنان را به گلوله می بندند بعد می گویند اوباشان و اغتشاشگران خود به روی مردم گلوله بستند.تمام كسانی كه در روز عاشورا شاهد این قضایا در تهران بودند دیدند كه خیل عظیم جمعیت با تحریك نیروهای نظامی و لباس شخصی دست به مقابله به مثل زد و گر نه مردم شریف ایران هیچگاه رو به خشونت نمی آورند.
بعضی از علما و مسئولین كشور نیز گفته اند كه این ها جمعیت محدود و فریب خورده هستند!!معلوم نیست كه آیا آقایان با تك تك این افراد فریب خورده صحبت كرده اند كه پی به این موضوع برده اندیا خیر!!یا اگر واقعا فكر می كنند عده قلیلی هستند چرا مجوز یك تظاهرات نمی دهند تا طرفداران دو گروه را محك بزنند یا چرا كاری دموكراتیك تر كه برگزاری یك رفراندوم است را پیشنهاد نمی دهند؟!
به هر حال تجربه و تاریخ ایران نشان داده است جنبش های آزادی خواهانه مورد سركوب قرار می گیرند ولی از بین نمی روند.به آقایان و هم وطنان عزیزی كه هنوز صدای انقلاب مردم ایران را نشنیده اند پیشنهاد می كنم تا دیر نشده از این توهم بیرون آیید و واقعیات جامعه را تا دیر نشده است ببینید.این جنبش  خیزشی سریع و باور نكردنی رو به جلو دارد و آنچه كه در جامعه مشهود است گستردگی این جنبش در بین طبقات مختلف جامعه اهورایی ایران است.
پس بیندیشید و تا دیر نشده به آغوش ملت باز گردید.


دوشنبه 7 دی 1388

عاشورای دگر

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

عاشورای امسال رنگ و بوی دگر داشت.فضای تهران یادآور فضای كربلا بود.بوی حسین می آمد.فضای شهر آكنده  از بوی یاران حسین بود...
ولی یاران یزید هم بودند.به مردم حمله می كردند.زدند و كشتند.
فریاد هیات من الظله مردم به پا خواست.مردم یاری می خواستند.
مزدوران یزید راه را بر یاوران حسین بسته بودند.آن دلیر مردان و شیر زنان  در برابر هجمه های یزیدیان تاب مقاومت نداشتند ولی با استعانت از باری تعالی پیروز شدند.
خونشان ریخته شد ولی در تاریخ همیشه پیروزند و سرافراز.