چهارشنبه 15 مهر 1388
یاد ایام
زمانی كه خبر را شنیدم دستپاچه شدم گویی به یك باره آب یخ بر رویم ریخته باشند. می لرزیدم.
چند روزی در شوك بودم.
استاد مشكاتیان رخت بر بستند و رهسپار دیار باقی شدند.
می خواستم ضجّه بزنم امّا چیزی مانع از آن می شد.
تمام لحظات را به یاد استاد و شیرینی مضراب او سپری كردم تا اینكه شنیدن متنی از رسانه به اصطلاح ملی تمام وجودم را به خشمی تبدیل كرد كه كلمات عاجز از بیان آن هستند.
"استاد مشكاتیان باعث افتخار جامعه هنری ایران و از مروّجان هنر اصیل و بومی ایران زمین بودند كه آثار ایشان باعث مباهات مردم فرهنگ دوست ایران است".
با شنیدن این كلمات یاد حرف استاد افتادم كه روزی فرموده بودندكه"ما مرده پرست هستیم.تا زمانی كه هستیم هیچ ارج و قربی نداریم ولی بعد از رفتنمان می شویم باعث مباهات ملت".
اگر بگوییم كه ایشان دق كردند به بیراهه نرفته ایم.
چقدر به دنبال كاغذ بازی های وزارت ارشاد _اماكن و شورای تامین امنیت شهر دوان شدند تا بتوانند به فراخور امكانات برای اجرای آثارشان مجوز بگیرند.ولی نشد.چقدر فریاد زدند كه مدیریت فرهنگی ضعیف است و نباید آمیخته با مسائل سیاسی شود.
چه كسی توجه كرد؟
روزی یكی از شاگردان استاد تعریف می كردند كه ایشان برای رفع مشكل و سوئ تفاهمی در حوضه هنری بودند كه مسئول وقت حوضه هنری در جواب حرفی از استاد گفته بودند"ما در حال جنگ هستیم.چه انتظاری دارید؟" استاد با شنیدن این حرف می گویند" مگر شما وزیر دفاع هستید كه نگران جنگ هستید.شما كارتان چیز دیگری است".
متاسفانه عدم نگاه تخصصی به مدیریت هنری و فرهنگی و ضعف ارتباط بین مسئولان و هنرمندان باعث شد كه هیچوقت نتوانیم به نحو احسنت بهره مند از هنر والای ایشان شویم.
امیدورایم كه دیگر شاهد این چنین نا مهربانی های از سوی مسئولان در قبال اساتید در قید حیات نباشیم.
یاد استاد گرامی و روحش شاد
چند روزی در شوك بودم.
استاد مشكاتیان رخت بر بستند و رهسپار دیار باقی شدند.
می خواستم ضجّه بزنم امّا چیزی مانع از آن می شد.
تمام لحظات را به یاد استاد و شیرینی مضراب او سپری كردم تا اینكه شنیدن متنی از رسانه به اصطلاح ملی تمام وجودم را به خشمی تبدیل كرد كه كلمات عاجز از بیان آن هستند.
"استاد مشكاتیان باعث افتخار جامعه هنری ایران و از مروّجان هنر اصیل و بومی ایران زمین بودند كه آثار ایشان باعث مباهات مردم فرهنگ دوست ایران است".
با شنیدن این كلمات یاد حرف استاد افتادم كه روزی فرموده بودندكه"ما مرده پرست هستیم.تا زمانی كه هستیم هیچ ارج و قربی نداریم ولی بعد از رفتنمان می شویم باعث مباهات ملت".
اگر بگوییم كه ایشان دق كردند به بیراهه نرفته ایم.
چقدر به دنبال كاغذ بازی های وزارت ارشاد _اماكن و شورای تامین امنیت شهر دوان شدند تا بتوانند به فراخور امكانات برای اجرای آثارشان مجوز بگیرند.ولی نشد.چقدر فریاد زدند كه مدیریت فرهنگی ضعیف است و نباید آمیخته با مسائل سیاسی شود.
چه كسی توجه كرد؟
روزی یكی از شاگردان استاد تعریف می كردند كه ایشان برای رفع مشكل و سوئ تفاهمی در حوضه هنری بودند كه مسئول وقت حوضه هنری در جواب حرفی از استاد گفته بودند"ما در حال جنگ هستیم.چه انتظاری دارید؟" استاد با شنیدن این حرف می گویند" مگر شما وزیر دفاع هستید كه نگران جنگ هستید.شما كارتان چیز دیگری است".
متاسفانه عدم نگاه تخصصی به مدیریت هنری و فرهنگی و ضعف ارتباط بین مسئولان و هنرمندان باعث شد كه هیچوقت نتوانیم به نحو احسنت بهره مند از هنر والای ایشان شویم.
امیدورایم كه دیگر شاهد این چنین نا مهربانی های از سوی مسئولان در قبال اساتید در قید حیات نباشیم.
یاد استاد گرامی و روحش شاد
تبلیغات