چهارشنبه 4 شهریور 1388
تحلیل بر آخرین پست آقای ابطحی از درون زندان
در پست امروز آقای ابطحی چند مورد بود كه توجه من را جلب كرد:
1.ولی آنچه كه می نویسم باید حرف های خودم باشد.
2.ولی می توانیم بفهمیم چرا ما را گرفته اند.وقتی سران اصلی را نمی توانند بگیرنند ما را كه به زعم آنها می توانستیم سران را پشتیبانی كنیم و حرف بزنیم و بعضی ها كه تشكیلات دارند تشكیلات را به كار بگیرند گرفته اند تا آشوبی كه از توهم تقلب در حال شكل گرفتن بود مهار شود.
تمام كسانی كه پیگیر نوشته های آقای ابطحی بودند از ادبیات ایشان آگاه هستند.در این پستی كه ایشان نوشته اند دو نكته بالا درج شده بود كه در تضاد كامل با نوشته های پیشین ایشان و باور هایشان است كه حتی در پستی كه قبل از دستگیری نوشته اند آشكار است.
ولی آنچه مورد نظر من است رمزنگاری نوشته های ایشان بر اساس نوشته های قبلی ایشان نیست بلكه بر اساس عملكرد ایشان به عنوان یك نخبه است.یك نخبه سیاسی بدلیل دارا بودن بعضی از شرایط است كه نخبه می باشد و ایشان تا شب قبل از دستگیری حتی به روز رسانی اطلاعاتی می شدند.شاید بپرسید به چه دلیل؟چون ایشان یكی از سران نظام بودند و به هر دلیل در سیستم امنیتی كسانی با ایشان بودند و ایشان را از نظر اطلاعات به روز می كردند.این نشان می دهد كه ایشان فرد آگاهی نسبت به بروز تقلب یا عدم وقوع آن بودند.پس چه شده كه در مدت دو ماه آن چنان شالوده ی فكری اشان تغییر كرده است ؟چه شده ایشانی كه اجازه دیدار با وكلا خانواده یا دسترسی به روزنامه ها نداشته اند یكباره امروز مورد رحمت قرار گرفته اند و توانسته اند وب نوشتشان را به روز كنند.این سوالاتی است كه بی پاسخ مانده است.
البته با شل و سفت كردن بعضی از ارگان های حكومتی تا حد زیادی می شود پی برد كه این هم می تواند سیاستی باشد برای منحرف كردن اذهان بخشی از جامعه .
البته در نكته دوم كه از نوشته ایشان ذكر كردم ردپای آن تفكری كه می خواهد بعضی از گروه های سیاسی را از دور خارج كند نیز یافت میشود.البته می توان این راهبرد را در تعیین حد واكنش وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان در مورد انحلال یك حزب سیاسی نیز در نظر گرفت.
1.ولی آنچه كه می نویسم باید حرف های خودم باشد.
2.ولی می توانیم بفهمیم چرا ما را گرفته اند.وقتی سران اصلی را نمی توانند بگیرنند ما را كه به زعم آنها می توانستیم سران را پشتیبانی كنیم و حرف بزنیم و بعضی ها كه تشكیلات دارند تشكیلات را به كار بگیرند گرفته اند تا آشوبی كه از توهم تقلب در حال شكل گرفتن بود مهار شود.
تمام كسانی كه پیگیر نوشته های آقای ابطحی بودند از ادبیات ایشان آگاه هستند.در این پستی كه ایشان نوشته اند دو نكته بالا درج شده بود كه در تضاد كامل با نوشته های پیشین ایشان و باور هایشان است كه حتی در پستی كه قبل از دستگیری نوشته اند آشكار است.
ولی آنچه مورد نظر من است رمزنگاری نوشته های ایشان بر اساس نوشته های قبلی ایشان نیست بلكه بر اساس عملكرد ایشان به عنوان یك نخبه است.یك نخبه سیاسی بدلیل دارا بودن بعضی از شرایط است كه نخبه می باشد و ایشان تا شب قبل از دستگیری حتی به روز رسانی اطلاعاتی می شدند.شاید بپرسید به چه دلیل؟چون ایشان یكی از سران نظام بودند و به هر دلیل در سیستم امنیتی كسانی با ایشان بودند و ایشان را از نظر اطلاعات به روز می كردند.این نشان می دهد كه ایشان فرد آگاهی نسبت به بروز تقلب یا عدم وقوع آن بودند.پس چه شده كه در مدت دو ماه آن چنان شالوده ی فكری اشان تغییر كرده است ؟چه شده ایشانی كه اجازه دیدار با وكلا خانواده یا دسترسی به روزنامه ها نداشته اند یكباره امروز مورد رحمت قرار گرفته اند و توانسته اند وب نوشتشان را به روز كنند.این سوالاتی است كه بی پاسخ مانده است.
البته با شل و سفت كردن بعضی از ارگان های حكومتی تا حد زیادی می شود پی برد كه این هم می تواند سیاستی باشد برای منحرف كردن اذهان بخشی از جامعه .
البته در نكته دوم كه از نوشته ایشان ذكر كردم ردپای آن تفكری كه می خواهد بعضی از گروه های سیاسی را از دور خارج كند نیز یافت میشود.البته می توان این راهبرد را در تعیین حد واكنش وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان در مورد انحلال یك حزب سیاسی نیز در نظر گرفت.
تبلیغات