تبلیغات
دست نوشته های من
پنجشنبه 17 تیر 1389

وطن

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

دارا جهان ندارد  سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در   هفت آسمان ندارد
كارون  ز چشمه خشكید  البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند   آتش فشان ندارد
دیو سیاه در بند   آسان رهید  و بگریخت
رستم در این هیاهو   گرز گران ندارد
روز وداع خورشید  زاینده رود خشكید
زیرا دل سپاهان  نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا  نامی دگر نهادند
گویی كه آرش ما  تیر و كمان ندارد
دریای مازنی ها  بر كام دیگران شد
نادر ز خاك برخیز  میهن جوان ندارد
دارا كجای كاری  دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند  دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی  فریادمان بلند است
اما چه سود اینجا  نوشیروان ندارد
سرخ وسپید و سبز است  این بیرق كیانی
اما صد آه و افسوس   شیر ژیان ندارد
كو آن حكیم توسی   شهنامه ای سراید
شاید كه شاعر ما   دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب كوروش ای مهر آریایی  بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد




سیمین بهبهانی



یکشنبه 9 اسفند 1388

This is the life

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

In life sometimes you re up
sometimes you re down
sometimes you win
sometimes you lose your crown
sometimes you survive
sometimes you drown

In life sometimes you feel low
sometimes you feel high
sometimes you smile
sometimes you cry

In life sometimes your dreams come true
sometimes your dreams flew
sometimes it breaks all the hope and the
thoughts you drew
sometimes it makes a strong relation that
lasts forever between two
sometimes it takes friends and people we
love and we knew
sometimes we forget the pain
sometimes the pain grew
but this is the life
and we should go throw



LOLA HILL 


پنجشنبه 17 دی 1388

نقش دیوار

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

شاید بتوان عشق را به خورشید تشبیه كرد.وقتی به فردی می تابد معشوق همانند"سایه" بر روی دیوار نقش می بندد.ولی چه سود وقتی كه سایه ات بر روی دیواری نقش می بندد كه همانند یك زندان او را در خود نگاه داشته است؟!
برای رها كردن سایه از دیوار باید خود را رها كنیم :رها از هر گونه قید و محدودیت, یا شاید باید از نزدیكی به جای كه ممكن است خورشید بر ما بتابد اجتناب كرد تا نكند سایه مان زندانی در نقش دیوار شود!!


پنجشنبه 10 دی 1388

به یاد شهید خسرو گلسرخی

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

باید كه یاران
دوست بداریم یاران را
در هر سپیده البرز نزدیكتر شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ما است.



به یاد شهید خسرو گلسرخی


سه شنبه 8 دی 1388

دو كلمه حرف حساب

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

چه داستان جالبی است؟در روز عاشورای حسینی مردان و زنان را به گلوله می بندند بعد می گویند اوباشان و اغتشاشگران خود به روی مردم گلوله بستند.تمام كسانی كه در روز عاشورا شاهد این قضایا در تهران بودند دیدند كه خیل عظیم جمعیت با تحریك نیروهای نظامی و لباس شخصی دست به مقابله به مثل زد و گر نه مردم شریف ایران هیچگاه رو به خشونت نمی آورند.
بعضی از علما و مسئولین كشور نیز گفته اند كه این ها جمعیت محدود و فریب خورده هستند!!معلوم نیست كه آیا آقایان با تك تك این افراد فریب خورده صحبت كرده اند كه پی به این موضوع برده اندیا خیر!!یا اگر واقعا فكر می كنند عده قلیلی هستند چرا مجوز یك تظاهرات نمی دهند تا طرفداران دو گروه را محك بزنند یا چرا كاری دموكراتیك تر كه برگزاری یك رفراندوم است را پیشنهاد نمی دهند؟!
به هر حال تجربه و تاریخ ایران نشان داده است جنبش های آزادی خواهانه مورد سركوب قرار می گیرند ولی از بین نمی روند.به آقایان و هم وطنان عزیزی كه هنوز صدای انقلاب مردم ایران را نشنیده اند پیشنهاد می كنم تا دیر نشده از این توهم بیرون آیید و واقعیات جامعه را تا دیر نشده است ببینید.این جنبش  خیزشی سریع و باور نكردنی رو به جلو دارد و آنچه كه در جامعه مشهود است گستردگی این جنبش در بین طبقات مختلف جامعه اهورایی ایران است.
پس بیندیشید و تا دیر نشده به آغوش ملت باز گردید.


دوشنبه 7 دی 1388

عاشورای دگر

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

عاشورای امسال رنگ و بوی دگر داشت.فضای تهران یادآور فضای كربلا بود.بوی حسین می آمد.فضای شهر آكنده  از بوی یاران حسین بود...
ولی یاران یزید هم بودند.به مردم حمله می كردند.زدند و كشتند.
فریاد هیات من الظله مردم به پا خواست.مردم یاری می خواستند.
مزدوران یزید راه را بر یاوران حسین بسته بودند.آن دلیر مردان و شیر زنان  در برابر هجمه های یزیدیان تاب مقاومت نداشتند ولی با استعانت از باری تعالی پیروز شدند.
خونشان ریخته شد ولی در تاریخ همیشه پیروزند و سرافراز.


سه شنبه 24 آذر 1388

توهم عشق

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

عشق؟عاشقی؟این دو واژه همیشه ذهن مرا به خود واداشته است.بارها از خود پرسیده ام عشق چیست؟فرد عاشق چه چیزی را تجربه می كند.برای درك این دو  واژه پای صحبت افرادی نشسته ام كه می خواستند عشق را از طریق نظریات علمی تعریف كنند و چندی نیز در لا به لای كتاب های ادبی و عرفانی به جست و جوی این مفاهیم پرداخته ام.ولی چه سود!!به چه چیز دست یافتم؟هیچ.
با تمام كسانی كه می گفتند عاشق بوده اند یا با عشق زندگی كرده اند صحبت كرده ام و در كتاب های كه نویسندگان آن بازگو كننده منش كسانی بودند كه می گفتند عاشقانه رخت از این دنیا بسته اند به جست و جو پرداختم.باز هم بی حاصل بود!
كسانی بودند كه عشق را به نوعی به تملك گرفتن می دانستند یا كسانی كه با هم بودن  و داشتن احساسات مشابه را عشق می پنداشتند.
عارف مسلكی می گفت عشق عشق به حقیقت است.پرسیدم حقیقت چیست؟واقعیت این حقیقت چیست؟...
وای كه عطش دانستن این مفاهیم فرو ننشسته است ولی می دانم عشق یك رنج است.رنجی عظیم كه فقط باید با لیوانی شراب برای ساعتی التیام  یابد.ولی بعد از ساعتی آن رنج عظیم تار و پود جانم را فرا می گیرد.
در این دنیای پر از توهم جایگاه این رنج عظیم كجاست؟


چهارشنبه 18 آذر 1388

سایه چین

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند-حق داشتند!
نگهبانی از فكر ها خیلی دشوارتر از نگهبانی از جرم است.


سه شنبه 17 آذر 1388

16آذری متفاوت

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

16آذر امسال رنگ و بوی متفاوتی داشت.شور و شوق دانشجویان را می شد از چند روز قبل دید.از اطلاع رسانی به بقیه دانشجویان تا پخش تراكت تا فعالیت در تشكل های دانشجویی همه نشان  از 16 آذری متفاوت  بود.
دانشجویان دانشگاه آزاد كرج نیز فعال تر از گذشته  این روز را برگزار كردند.با اینكه  در روزهای منتهی به 16 آذر دانشجویان فعال از طرف حراست خواسته شده بودند و بقیه دانشجویان هم تهدید به برخورد شده بودند با این حال امروز سر ظهر جرقه تظاهرات زده شد و همه با شور و هیجان در آن شركت كردند.
متاسفانه باز هم حضور نیروهای لباس شخصی باعث شد كه در چند مورد تظاهرات رو به اغتشاش  برود ولی با هشیاری رئیس حراست زود كنترل شد.
دانشجویان با در دست داشتن پارچه سبز رنگی حمایت خودشان را از جنبش سبز نشان دادند.
در این روز قرار بود تا مناظره ای بین آقای عباس زاده از طرف بسیج دانشجویی و آقای قنبری از طرف تشكل بیدار برگزار شود كه قبل از برگزاری آن دستور لغوش از طرف شورای تامین امنیت  شهر واصل شد و  این مناظره لغو گردید.



پنجشنبه 28 آبان 1388

آسیب شناسی یك تشكل دانشجویی

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

اعتماد متقابل  و حفظ حرمت تك تك افراد  جامعه نقش بسزایی  در تداوم حركت جامعه  به سوی آرمان گرایی دارد.در  یك ماه گذشته با نگاهی  دقیق در یك تشكل دانشجویی به عنوان  یك جامعه  كوچك دیدم كه چگونه اعتماد بین افراد  هر روز  كم و كمتر می شد و افرادی  كه خود خواهان تقویت نهاد های مدنی در جامعه هستند  در جامعه كوچك خودشان هر روز  به هتك حرمت  یكدیگر پرداختند.
در بررسی  این آسیب  به چند مورد به صورت خاص پی بردم:
1-عدم باور بر اینكه پایه ریزی جامعه مدنی از خود ما شروع می شود.
2-عدم شجاعت  در بیان  نقد هایی كه به دیگران وارد می دانیم.این عدم شجاعت باعث  می شد كه افراد  رو در رویی  هم قرار نگیرند و با در نظر گرفتن  چار چوب های منطقی نقد به نقد یكدیگر بپردازند و در آخر  با غیبت  سعی  در نقد دیگری داشتند كه این خود باعث  بوجود امدن مشكلات بسیار بزرگی  از قبیل  تقابل بین فردی  و ترویج  ضد فرهنگ غیبت  می شود.
3-نا اگاهی به سرشت پاك انسانی كه بر اساس این سرشت تك تك افراد پاك و مبرا از هر گونه دروغ و ریا هستند_به دلیل این نا آگاهی  ما به هر فردی به دید یك دشمن  برای خود و موقعیت  خود می نگرییم.
با ذكر موارد بالا  در آسیب شناسی عدم اعتماد بین افراد این جامعه كوچك به این نتیجه رسیدم كه افراد  هر روز در این جامعه به یكدیگر بدبین تر می شوند و در همه حال  به این فكر می كنند  كه چگونه برای رسیدن به اهداف شخصی  خود هر وسیله ای را توجیح  كنند و اهداف گروهی را از یاد ببرند.


یکشنبه 3 آبان 1388

در باب چاقو بدست فرهنگی

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

باز هم شاهد بی احترامی و توهین به فردی آزادی خواه بودیم.
در نمایشگاهی كه مركز آزادی اندیشه باید باشد افرادی با نقاب فرهنگی ولی چاقو بدست به یكی از نماد های فعلی آزادگی حمله كردند.
«فكر می كردم كه چه قدر باعث خجالت است»
آن افراد كمی كه تعدادشان از انگشتان دو دست نیز افزون نمی شود چه قدرتی پشتشان است كه می توانند بدون ترس از باز خواست شدن دست به چنین كاری بزنند!!
البته با در نظر گرفتن وضعیت دولت كودتا باید گفت كه كودتاچیان هنوز نیز مایل هستند كه با اندك مهره هایی كه در حال سوختن هستند دست به ماجراجویی بزنند تا شایدبتوانند اندكی از محبوبیت این فرد در جامعه بكاهند.ولی شواهدی كه در جامعه هویدا است بیانگر حقیقتی دیگر است.البته شاید خیلی ها نخواهند چشم های خود را باز كنند تا حقیقت جامعه را ببینندكه در این صورت باید به انها گفت كه شما غافل هستید از حركت جامعه به سوی آزادی.باید گفت شما از قطار سریع حركت به  سوی این آرمان جا مانده اید.باید به آنها گفت كه هر چه زودتر به خود آیید تا دیر نشده ولی اگر كار از كار گذشت ملت فهیم ایران با آنها جور دیگری برخورد خواهد كرد.


سه شنبه 21 مهر 1388

حركتی نو

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

یك حركت جدید .حركتی به سوی آزاد اندیشی  و به سوی آرمانی كه آنچنان زیباست كه زبان از بازگو كردن آن عاجز است.
برای رهایی از  شرطی بودن  و برای پویایی.
انجمن دانشجویی بیدار آغاز به فعالیت كرد.بعد از مدت ها تلاش مجوز آن گرفته شد و دانشجویان دانشگاه آزاد كرج با انجمنی جدید به جرگه فعالان دانشجویی كشور پیوستند.


چهارشنبه 15 مهر 1388

یاد ایام

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

زمانی كه خبر را شنیدم دستپاچه شدم گویی به یك باره آب یخ بر رویم ریخته باشند. می لرزیدم.
 چند روزی در شوك بودم.
استاد مشكاتیان رخت بر بستند و رهسپار دیار باقی شدند.
 می خواستم ضجّه بزنم امّا چیزی مانع از آن می شد.
تمام لحظات را به یاد استاد و شیرینی مضراب او سپری كردم تا اینكه شنیدن متنی از رسانه به اصطلاح ملی تمام وجودم را به خشمی تبدیل كرد كه كلمات عاجز از بیان آن هستند.
"استاد مشكاتیان باعث افتخار جامعه هنری ایران و از مروّجان هنر اصیل و بومی ایران زمین بودند كه آثار ایشان باعث مباهات مردم فرهنگ دوست ایران است".
با شنیدن این كلمات یاد حرف استاد افتادم كه روزی فرموده بودندكه"ما مرده پرست هستیم.تا زمانی كه هستیم هیچ ارج و قربی نداریم ولی بعد از رفتنمان می شویم باعث مباهات ملت".
اگر بگوییم كه ایشان دق كردند به بیراهه نرفته ایم.
چقدر  به دنبال كاغذ بازی های وزارت ارشاد _اماكن و شورای تامین امنیت شهر دوان شدند تا بتوانند به فراخور امكانات  برای اجرای آثارشان مجوز بگیرند.ولی نشد.چقدر فریاد زدند كه مدیریت فرهنگی ضعیف است و نباید آمیخته با مسائل سیاسی شود.
چه كسی توجه كرد؟
روزی یكی از شاگردان استاد تعریف می كردند كه ایشان برای رفع مشكل و سوئ تفاهمی در حوضه هنری بودند كه مسئول وقت حوضه هنری در جواب حرفی از استاد گفته بودند"ما در حال جنگ هستیم.چه انتظاری دارید؟" استاد با شنیدن این حرف می گویند" مگر شما وزیر دفاع هستید كه نگران جنگ هستید.شما كارتان چیز دیگری است".
متاسفانه عدم نگاه تخصصی به مدیریت هنری و فرهنگی و ضعف ارتباط بین مسئولان و هنرمندان باعث شد كه هیچوقت نتوانیم به نحو احسنت بهره مند از هنر والای ایشان شویم.
امیدورایم كه دیگر شاهد این چنین نا مهربانی های از سوی مسئولان در قبال اساتید در قید حیات نباشیم.
یاد استاد گرامی و روحش شاد


حضرت آیت الله در حالی به نوشتن این نامه مبادرت می فرمایند كه دلی دردناك از فجایع اخیر دارند.فجایعی كه به باور ایشان بر خلاف دین, مذهب تشیع و مصالح كشور است.
به باور ایشان_همان طور كه می دانیم بر حق است_انقلابی كه بر پایه دین شكل گرفت و قرار بود یك نظام ارزش مدار باشد در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.سقوطی كه این بار قرار نیست فقط تغییر كوچكی در اشخاص حقیقی حاكمیت و تغییر صوری در بعضی امور جزئی باشد.سقوطی كه اگر واقع شود كشور را از پایه ویران خواهد كرد و جای از دین و مذهب در آن نخواهد بود.
همان طور كه می دانیم ایشان از پایه گذاران نظام جمهوری اسلامی هستند و به مدت 27سال نفر دوم این مملكت بوده اند;رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بودند و در تدوین قانون اساسی نقش بی بدیلی داشتند.*بر اساس این سوابق است كه ایشان می فرمایند كه مقصود ما از انقلاب ,حكومتی بود كه در تمام عرصه ها به عقائد,اخلاق  و احكام شرع مبین پایبند بوده و معتقد و عامل به آن باشد و در پرتو آن حاكمیت,عدالت و آزادی محقق گردد.
به باور ایشان این انقلاب از مسیر اصلی خویش خارج شده است و در مقایسه با نظام قبلی فقط نام افراد, لباس و جایگاه آنان فرق كرده است و گرنه همام ظلم و ستم و بی عدالتی وجود دارد.
ایشان كه خود از پایه گذاران تفكر ولایت فقیه و مروج آن هستند چه شده است كه می فرمایند من مروج ولایت فقیه ی بودم كه مردم او را انتخاب كنند و بر كارهای او نظارت داشته باشند؟چه شده است كه ایشان احساس شرمندگی می كنند؟
ایشان خود را از تفكری كه ولایت نظامی را به جای ولایت فقیه ترویج می كند ,جدا می دانند.
ایشان در بخشی از فرمایشات خود می فرمایند كه مگر علما و مراجع ملجا مردم در مقابل ظالم نبوده اند؟!چرا پس این بار سكوت كرده اند؟چرا در مقابل جنایات حكومت  و ایادی آن واكنشی نشان نمی دهند؟
ایشان می فرمایند سابقه درخشان روحانیت در افكار عمومی به دلیل اعمال  جنایت از جانب حاكمیت  و عدم پاسخگویی مراجع به آن در خطر است_یادم می آید در 30خرداد در تقاطع امیر آباد و بلوار كشاورز فردی ملبس به لباس روحانیت چنان چوب بر سر جوانان می زد كه گویی بر سر شمر می كوبد_ایشان می فرمایند ظلمی كه از این طریق بر روحانیت وارد شده است معلوم نیست چه زمانی قابل جبران باشد.
در فرازی دیگر از سخنان این مرجع عالیقدر ایشان به وجود روحانیون حكومتی و نقش آنان در فجایع اخیر و چگونگی توجیح این افراد در پی ظلم و ستم  در حق مردم  در مسائل بعد از انتخابات می پردازند كه چگونه یك روحانی می تواند برای قتل و آدم كشی و زیان رساندن به مردم دلیل شرعی بیاورد_رجوع شود به سخنان آقای احمد خاتمی در بعد از انتخابات كه مردم معترض به نتایج انتخابات را محارب خوانده بودند و اعلام كردند حكم آنان اعدام هست_
حضرت آیت الله با توجه به اشرافی كه به قانون اساسی دارند به ذكر مسئله ای قانونی می پردازند و از آنجا كه قانون كشور ما بر اساس شرع نوشته شده است و عدم اجرای آن را دوری از شرع مقدس اسلام  دانسته اند_اصل 27 قانون اساسی در باب حق اعتراض مردم به حاكمیت از طریق تظاهرات مسالمت آمیز_عدم اعطای مجوز به معترضان ,سر كوب آنان و هرگونه اقرار و شكنجه را بر خلاف شرع می دانند.
ایشان از آن جهت ولایت فعلی را ولایت نظامی می دانند كه در حوادث بعد از انتخابات نیروهای نظامی و انتظامی به عنوان دفاع از ولایت دست به چنین كار هایی زده اند.
ایشان در پایان نامه ی خویش به علما تذكر می دهند كه وظیفه  سنگینی بر دوش شما گذاشته شده است كه همان  دفاع از مظلوم در مقابل ظالم و برقراری عدالت است.
باشد كه بتوانیم بر اساس فرمایشات ایشان قدمی در راه آزادی و عدالت واقعی بنهیم و سربلند در پیشگاه آیندگانی باشیم كه تاریخ را ورق خواهند زد.



*بر گرفته از سخنرانی آقای عبدالله نوری در سال 87


چهارشنبه 4 شهریور 1388

تحلیل بر آخرین پست آقای ابطحی از درون زندان

   نوشته شده توسط: ramin hekmatara    

در پست امروز آقای ابطحی چند مورد بود كه توجه من را جلب كرد:
1.ولی آنچه كه می نویسم باید حرف های خودم باشد.
2.ولی می توانیم بفهمیم چرا ما را گرفته اند.وقتی سران اصلی  را نمی توانند بگیرنند ما را كه به زعم آنها  می توانستیم سران را پشتیبانی كنیم و حرف بزنیم و بعضی ها كه تشكیلات دارند تشكیلات را به كار بگیرند گرفته اند تا آشوبی كه از توهم تقلب در حال شكل گرفتن بود مهار شود.
تمام كسانی كه پیگیر نوشته های آقای ابطحی بودند از ادبیات ایشان آگاه هستند.در این پستی كه ایشان نوشته اند دو نكته بالا درج شده بود كه در تضاد كامل با نوشته های پیشین ایشان و باور هایشان است كه حتی در پستی كه قبل از دستگیری نوشته اند آشكار است.
ولی آنچه مورد نظر من است رمزنگاری نوشته های ایشان بر اساس نوشته های قبلی ایشان نیست بلكه بر اساس عملكرد ایشان به عنوان یك نخبه است.یك نخبه سیاسی بدلیل دارا بودن بعضی از شرایط است كه نخبه می باشد و ایشان تا شب قبل از دستگیری حتی به روز رسانی اطلاعاتی می شدند.شاید بپرسید به چه دلیل؟چون ایشان یكی از سران نظام بودند و به  هر دلیل در سیستم امنیتی كسانی با ایشان بودند و ایشان را از نظر اطلاعات به روز می كردند.این نشان می دهد كه ایشان فرد آگاهی نسبت به بروز تقلب یا عدم وقوع آن بودند.پس چه شده كه در مدت دو ماه آن چنان شالوده ی فكری اشان تغییر كرده است ؟چه شده ایشانی كه اجازه دیدار با وكلا  خانواده  یا دسترسی به روزنامه ها نداشته اند یكباره امروز مورد رحمت قرار گرفته اند و توانسته اند وب نوشتشان را به روز كنند.این سوالاتی است كه بی پاسخ مانده است.
البته با شل و سفت كردن بعضی از ارگان های حكومتی تا حد زیادی می شود پی برد كه این هم می تواند سیاستی باشد برای منحرف كردن اذهان بخشی از جامعه .
 البته در نكته دوم كه از نوشته ایشان ذكر كردم ردپای آن تفكری كه می خواهد بعضی از گروه های  سیاسی را از دور خارج كند نیز یافت میشود.البته می توان این راهبرد را در تعیین حد واكنش وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان در  مورد انحلال یك حزب سیاسی  نیز در نظر گرفت.


تعداد کل صفحات: 2 1 2